حرفهای یک دل خسته دل خون
| ||
|
روي تخته سنگي نوشته شده بود: اگر جواني عاشق شد چه کند؟... من هم زير آن نوشتم: بايد صبر کند... براي بار دوم که از آنجا گذر کردم زير نوشته ي من کسي نوشته بود: اگر صبر نداشته باشد چه کند؟... من هم با بي حوصلگي نوشتم: .....بميرد بهتراست براي بار سوم که از آنجا عبور مي کردم. انتظار داشتم زير نوشته من نوشته اي باشد. اما............. زير تخته سنگ جواني را مرده يافتم.....! ![]() |
|
[ طراح قالب : پيچک ] [ Weblog Themes By : Pichak.net ] |